<بنام ندای دل>
فرکانس روان 1(فراروانشناسی)
(همان دمیدن روحت درون آدم(ع) بود همی مقدمهء عشق و داستان وجود
به (اقرا بسم ربک الذی خلق ) به حرا به اوج قصه رساند احمد(ص) آسمان وجود
: محب گلی بشدی فخرآفرینش را
که می رسد به تو خودجمله باغبان وجود!)
مطلبی را که می خواهم امروز در موردش صحبت کنم شاید برایتان بیگانه و یا مفهوم آن مقداری مشکل باشد ویا آنرا از مبحث روانشناسی و علوم دیگردور پندارید! ولی با اطمینان خاطر به شما قول می دهم که روزی همین مطلب به تنها رسالت روانشناسی در پیشبرد اهداف عالی زندگی بشر وآماده شدن به سوی آخر زمان تبدیل می شود رسالتی که هم پایان ماموریت پیامبران و مقربان خداست و هم کمال تمام علم ها!
رسالتی که هم هنرست و هم دین! و در بر گیرندهء تمام احتیاجات و سئوالات بشر ازروز الست بوده است.
سخنم را با کلامی گوهربار از شاعر اهل دل فرانسوی آقای دولا مارتین آغاز می کنم که در سه کلمه کل اهداف و مباحث عرفان های مشهور جهان را خلاصه کرده اند ایشان می فرمایند : (وجدان صدای خداست)!
شاید در وهلهء اول فکر کنید که آری منظورش اینست که هر کس وجدان داشته باشد و خدا ترس باشد رستگارست و یا چندین و چند معنای دیگر ازین دست بکنید ولی در اصل معنی دور ندارد بلکه دقیقا معنی اش خود جمله است ویعنی وجدان صدای خداست همین و بس!
عزیزان در وجود تمام شما ندایی هست که گاه با صدای خودتان یا نزدیکان یا معشوق و حتی بیگانه ای با شما سخن می گوید ولی متاسفانه بسیاری از شما از ترس اینکه مبادا به شما بگویند اسکیزوفرن یا چند شخصیتی یا اگر رشته ای غیر از روانشناسی دارید دیوانه بگویند آنرا پنهان وسرکوب کرده اید.
و من امروز با کمال یقین به شما می گویم که انسانیت در مرحله ای از تکامل خویش قرار گرفته که خدا خود وارد صحنه می شود ومی خواهد باز با شما حرف بزند بدونه هیچ واسطه ای! آری خدا واقعا با شما می خواهد حرف بزند!!
ای انسانهای باهوش عصر جدید بدانید که پیامبران ظاهری آمدند و رفتند ولی تا قیامت همهء ما یک پیغمبر باطنی هستیم!
همهء ما قسمتی از روح خداییم و اگر فرکانس روان خود را با ندای جاودانهء او تنظیم و منطبق کنیم و در درون بیابیم بدون شک با او می توانیم سخن بگوییم :
( هان کلیم او فقط موسی(ع) نبود هر که را خواهد تکلّم می کند!)
البته بایستی خاطر نشان کنم که این مقاله شرح مختصر فرکانس روان اول می باشد که تا ده فرکانس روان ادامه خواهد داشت (که عدد ده رمز کمال است) اما فقط تا عدد سه مربوط به این سده می باشد و در سده های دیگر تمام آن به بنی آدم القا می شود!
آری این آخرین پیام خداست به بشریت! همهء پیامبران خدا به این دنیا آمده اندو همه ء کتابهای آسمانی تحویل داده شده اند! موقع آن رسیده تا این پیامهای تحویل داده شده بوسیلهء پیامبران خدا پاکسازی و یکی شوند و اعلام شود که از این پس تنها یک دین از نظر خدا قابل قبول است وآن (تسلیم) است!
آری تسلیم!...دینی که بواسطهء آن قدرت و حکمت مطلق خدا را درک می کنیم و صدای او را در دل می شنویم و به سوی تکاملی میرویم که چهرهء زیبای او را بی واسطه می بینیم که این اوج دستورات باطنی و مخفی شدهء تمام کتاب های آسمانی از جمله تورات و انجیل قرآن است.
انسان ذاتا آزاد خلق شده است و هر چیزی یا کاری که موجب قید و بند او شود نا پایدار و غلط است و تمام آداب و سنت و مذاهب و فرقه و گروههایی که ما را ازین آزادی روحی دور کرده مایه ء فساد و گمراهی ست که بستن مسیر فطرت پاک و اصیل بشر جز تباهی چیز دیگری را نمی تواند به بار آورد وتنها راه برای رسیدن به اصل واقعی و پیدا کردن خویش رجوع به همین آزادی فطری می باشد!
دوستان ! انسانها تغییر می کنند و نیازهای آنان هم تغییر می کند بنابراین در هر زمانی چیزی حقیقت به حساب می آمد دیگر آن حقیقت نمی باشد! چون هر چیز که به صورت مکتبی در بیاید و سکون بیابد دیگر خود آن چیز نمانده و نیست!
از آنجایی که اصلا هیچ چیزی با ارزش واقعی خود اتفاق نمی افتد اصول درونی و فراروانشناسی پس از اصولی که درین دنیای کم عمق (ظاهری)مقبول افتاده بسیار به دورست اصولی که بر اساس طرز تفکر انسانها از همدیگر همسازچگونه فکر می کنند؟!
اما عامل عمده آنست که آیا تعالیم قابل اجرا هست یا نه؟ که آیا آنها قابلیت به اجرا گذاشته شدن دارند یا نه؟
آری انسان امکان برگشت به اصل خود را دارد در واقع او در قبال واقعیت ها در خواب بوده است و اگر انسان خود را باز یافت خواهد توانست که وجود خود را تا بی نهایت بیفزاید ولی اگر این کار را نکرد ممکن است تا نقطهء نابودی از وجودش بکاهد!
کسانیکه در چنین سخنی تهدید یا تشویقی به نظرشان برسد شایستهء این کار نیستند چون در واقعیت ها تهدید یا تشویقی وجود ندارد و تنها در برداشتهای انسان است که او آغاز را می سازد
از هرگاه انسانهایی فرستاده شده اند تا در خدمت به انسان تلاش کنند و ایشان را از نابینایی یا خواب برهانند که امروزه بهترست با نام فراموشی گفته شود.
این فرستاده شده گان همیشه با مبدا در تماس هستند و دارویی می آورند که نصف علاج است و نصف دیگر آن مثل یک داروی زمینی اورتودوکس فعالیتی ست که بر روی آن دارو انجام می شود تا حداقل باز زایی آن بدست آید!
این پزشک های کیهانی(این اسم ترجمهء لغوی یک واژه بسیار قدیمی می باشد)تقریبا بطور ناشناس هستند ایشان از هر نژادی بوده و به کلیه باور ها تعلق دارند و دو هدف اساسی را دنبال می کنند:1-نشان دادن انسان به خویش آنچنان که واقعیت است و 2-کمک کردن به انسان در دستیابی به حقیقت درونی و جزء همیشگی خویش.
انسان از دورتر های دور نشات می گیرد در خواب است و ممکن است بعد از آنکه ابزارش را بدست آورد برگردد
در کل ما برای مختل کردن سلک طبیعی فکر و آگاهی قصدا به یک تکانه نیازمندیم که ایمن بوسیلهئ پیامبران ظاهر ی و باطنی در طول تاریخ بشریت و صد البته به اذن و رضای حضرت خالق انجام شده است.
این علم غیبی و گران بها از آغاز مکتوب بشر به وسیلهءزرتشت و موسی و عیسی و محمد(ص)
و خیلی های دیگر جریان پیوسته داشته و امروزه نیز در قالبی نو و با سازگاریهای جدید وجود دارد
در حالیکه همهء ادیان بواسطهء ساخته های انسانی رسم و رسوم و قوانین بت پرستی دروغین به فساد کشیده شده اندممکن است در هر دینی تسلیم شده گانی وجود داشته باشند که به ندای سرشت اصلی خویش رسیده اند وگر چه شاید مسیحی و یهودی و مسلمان و هندو و بودایی و یا پیروان راههای دیگر یکتا پرستی باشند !
این تسلیم شده گان فرکانس روان دینی را تشکیل می دهند که تنها دین قابل قبول از نظر حضرت دوست خدای متعال است!
صفت مشخصهء تسلیم شده گان واقعی آنست که آنها هیچ چیز قابل اعتراضی در قرآن پیدا نخواهند کرد ;
درست است که قرآن کلام قدیم است ولی حالت پویایی دارد خدا متکلم است به یک کلام ولی ظرف ها فرق می کند علم سرعت دارد ولی فرمودهء حضرت حق شتاب دارد و همیشه جلوتر از علم می باشد!
بنابراین قرارست اکثر مردمان مترقی درین دین با پیوند به فرکانس روان و معرفت اصلی به خود از خدای خویش پیغام های پاک شده و یکی شده ای را در یافت کنند و این مقدمهء ورود به همان مدینهء فاضله ایست که یکتا پرستان برای آخر زمان پیش بینی کرده اند ولی از طریق وصول بدان بی خبر بوده اند و یا دانسته و پنهان داشته اند تا وقت موعودش برسد که اکنون شمارش معکوس آن شروع شده است!
و از این نقطه نظر بوده که هیچکدام از پیامبران خدا پیامبر قبل و بعد خویش را انکار نکرده و رسالت همدیگر را بدونه هیچ شرط و شبه ای قبول داشته و به هم ایمان آورده اند پس دین آخر زمان به فرمودهء قرآن آری اسلام است منتها اسلام با معنی دیگرش یعنی: تسلیم...
دریافت فرکانس روان یا همان ندای اهل دل آرزوی پوچ و خیالی من به عنوان یک شخص و یا گروهی از مردم در گذشته وآینده نبوده و نیست! بلکه این قانون غیر قابل اجتناب پروردگار عالمیان است!
دوستان بزرگترین و مهمترین مسائل فراروانشناسی بوسیله شکل بندی های بسیار هارمونیک و ظریفی در طول تکامل بشر که اول از ساده ترین عناصر باطنی به مقتضیات ظاهر موجودات و در راس آن انسان با هم به مرور زمان زیر نظارت مستقیم حضرت حق تلفیق شده و اکنون موجودیتی از جذبه و کشش و پیچیده گی را ایجاد کرده است موجودیتی که به منشاء های در کل به شاهراه های خیلی بزرگتر و پیچیده تر نسبت داده می شود دروازه ای بسوی وصل...
سخنانم را با چند خط رمز آلود به پایان می رسانم باشد که هر کس به قدر ظرفیت خویش آنرا بفهمد و امیدوارم همه از آن در حیطهء فکری خویش بهره ای ببرند:
(تعالیم چون هواست! شخص در آن جای گرفته ودر آنست اما با احساس واقعی قادر به درک آن نیست در حالیکه در صورت نبودش می میرد!
تنها زمانی هوا را می بیند که آلوده باشد مثلا وقتی که دودی برمی خیزد و یا آثاری از دود در آن باشد شخص هوای آلوده را می بیند آنرا تنفس می کند و تصورش آنست که چیز خاصی است!
وقتی محروم از هوا بشود می میرد ! اما وقتی احساس خفگی می کند به خیالش هوا را احساس می کند و به امید داروست! در حالیکه چیزی که مورد نیاز اوست باز پس دادن هواست و بس!
با فهمیدن اینکه هوا یک مادهء معمولی است که با آن چنان با بی توجهی برخورد می شود و کسی حضور آنرا مشاهده نمی کند انسان ممکن است از وجود هوا آگاه باشد و از آن بهره جوید ! )
بقول حضرت حافظ:
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست!
در اندرون من خسته دل ندانم کیست؟! که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
در ضمن هستهء مطالب بالا بگرفته از تعلیمات و فرموده های استاد ازل و در سایت درون محفوظ ومکتوب است!
منابع دیگری از آنها بهره بردم بشرح زیرست:
1-قرآن کریم و بیشتر کتب آسمانی دیگر
2- قصص الانبیاء نوشتهء ابو اسحق ابراهیم بن منصور ابن خلف در قرن پنجم هجری
3- تذکره الاولیاء نوشتهءشیخ فرید الدین عطار نیشابوریو گلشن راز شیخ شبستری
4-مقالات شمس تبریزی و قمار عاشقانه از عبدالکریم سروش
5-سلسله مقالات دکتر فرزانه آقای محی الدین حسین الهی قمشه ای
6-واپسین شطحیات نیچه ترجمهء دکتر حامد فولادوند
7-کتابهایی مفید از اشو و عارفان شرق و غرب و جملات قصار آنها
8-صوفیگری و فراروانشناسی اثر ماندگار روانشناس بزرگ آمریکایی رابرت –ای-ارنستین
که مرا در مطرح کردن رسالتم بسیار کمک و تشویق کرد.
9-فیه ما فیه از حضرت مولاناو بیشتر کتبی که در مورد عرفان و تصوف نوشته شده است
10-سیری در ریاض المشتاقین اثر ملا حامد بیسارانی در باره زندگینامه دو قطب بزرگ طریقت نقشبندیه:حضرت مولانا خالد ضیائ الدین و شیخ عثمان سراج الدین نقشبندی.
11-میراث صوفیه نوشتهء استاد دکتر زرین کوب
12-انسان روح است نه جسد تالیف ارزندهء دکتر رئوف عبید
و...
والسلام تا شروع فرکانس روان2.